وبلاگ هیئت نوجوانان منتظران حضرت مهدی
   
  وبلاگ هیئت نوجوانان منتظران حضرت مهدی
آخرين مطالب
خیر مقدم
باز گشت کورش کبیر به ایران
منتظر
فتواهای عجیب تر از عجیب!
درد دل
( عيبگويى او از مردم نشان مىدهد كه آن عيبها در خود او نيز هست)
وجه الله
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم
سوال : "به چه دلیل حضرت امیر المومنین امام علی بن ابیطالب صلوات الله علیه قسیم النار و الجنه هستند؟"
روزه خواری
حجاب
"شما دینتون را فروختید و ما خریدیم"

حضرت زهرا
محبت
داروخانه ی پروردگار
خفن ترین جک ها ی لری و ترکی و رشتی
ارتباط بين حوادث کربلا و ظهور مهدي
واکنش انجمن فیزیک ایران به پايان دنيا در 1 دي
نام حسين و رسم حسين «جاودانه‌»
رإيت هلال غم‌
زيارت عاشورا
دگرگوني فضاي اجتماعي و تغيير در گفتمان عاشورا
ويژگي‌هاي امام صالح از ديدگاه امام حسين
سخنراني امام حسين در مکه
 
آرشيو مطالب
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
آذر 1390
آبان 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
مهر 1389
مرداد 1389
تیر 1389
 
پيوندها
سربازی برای منجی
وبلاگ منتظران آقا امام زمان
معجزه ی قرآن و ادعیه
پایگاه اطلاعات قرآنی و مذهبی
شیعه تم
وبلاگ شخصی رسول حاجیان
وبلاگ دوست داران حضرت مهدی
دل سروده های آئینی
وبلاگ قرآنی چشمه تسنیم
سایت تخصصی امام حسین (ع)
روضة الزینب (س)
به سوی ظهور
گمنام نام آور
سربداران 313
طارق نیوز
جدیدرین خبر های آخرالزمان
مباحث روز
دریادلان صف شکن
غدیر خم
تبسم یار
چادر خوشگل من
بصیرت رهبر
نوجوانی در آستانه ی رشد
وبلاگ منتظران حضرت مهدی
آخرین خورشید
 
خیر مقدم
با عرض سلام و خیر مقدم خدمت شما میهمانان و منتظران حضرت مهدی صاحب الزمان (عج) :

از شما عزیزان تقاضا داریم جهت بهره مندی از تمام مطالب این وبلاگ که پیشکشی است بسیار ناقابل خدمت حضرت مهدی و شما عزیزان به بخش عناوین مطالب واقع در منوی اصلی مراجعه نمایید ضمنا با نظرات دلنشین و گویایتان ما را مورد لطف و عنایت خود قرار دهید

با تشکر مدیر وبلاگ


| -
+
 
باز گشت کورش کبیر به ایران

از قضا خداوند اراده فرمود و کوروش کبیر به این دنیا بازگشت!!!

سراغ پایتخت ایران را که نماد فرهنگ ایران است را گرفت
او را به تهران آوردند،در خیابانهای تهران مشغول قدم زدن شد

ناگهان دیدند کوروش بر سرِ خود میکوبد
گفتند:ای کوروشا تو را چه شد؟؟؟چرا ناله و فغان براوردی؟

کوروش ناله سرداد که:اینها ایرانی هستند یا همان یونانیانی که ما آنها را مردمان بی فرهنگ و عقب مانده میدانستیم بخاطر لخت و عور بودنشان و انها را همانند حیوانات میدانستیم که نمیتوانند بر تن خود لباس بپوشانند
اینها مرد هستند یا زن؟حتی نمیتوان فهمید کدامینشان مردند و کدامینشان زن
ای وای که برا آن ملت و آن فرهنگ غنی چه گذشت؟؟؟

ندا آمد که:ای کوروش سالها بعد از تو،دشمن فهمید که با سلاح و جنگ نمیتوان بر خاک این کشور دست یافت،تا زمانی که مردانشان غیرت دارند و زنانشان حیا و عفت،مردانشان تا آخرین قطره خونشان خواهند ایستاد و زنانشان آنها را حمایت میکنند 

پس جنگی دگر شروع شد که به آن «جنگ نرم» میگفتند
سلاحی به نام ماهواره را وارد خانه ها کردند به مانند اسب تراوا
ماهواره آمد حیا و عفت زن ایرانی رفت
حیا و عفت زن ایرانی رفت،پس غیرت مرد ایرانی هم رفت
حال دیگر نیازی نیست بر خاک این کشور بتازند تا بتوانند بر زنان این خاک دست پیدا کنند،زنان این خاک خودشان به اسم فستیوال و جشنواره و تفریح به کشورهای خارجی میروند و.....
دیگر خودشان دچار برهنگی شدند و.....

آری کوروش،با این ملت کاری کردند که همین مردم اکنون سنگ همان اجنبی و غربی را بر سینه میزنند،غرب توانست از مردم ایران برای خودش سربازانی تربیت کند

کوروش همان دم دق کرد و بار دیگر مرد 
و لحظه آخر میگفت کاش هیچ گاه برنمیگشتم تا نبینم ناموسانم و برادرانم لخت بودن را فرهنگ و تمدن میدانند و از آن دفاع میکنند

| -
+
 
منتظر
 

مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است.

آن مرحوم می فرمایند:پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم.

خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند ...

یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم.

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد. 

هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. 

می‌دانست که آقاش همین ‌جاست. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی‌شود. وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد.

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد.

زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش.
شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش.
نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن.
خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید...

 
مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است.

آن مرحوم می فرمایند:پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم.

خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند ...

یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم.

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد. 

هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. 

می‌دانست که آقاش همین ‌جاست. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی‌شود. وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد.

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد.

زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش.
شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش.
نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن.
خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید...
| -
+
 
فتواهای عجیب تر از عجیب!
شیخ محمد العریفی چهره سر‌شناس وهابیت عربستان سعودی فتوا داده است :
حضور هر دختری با پدرش در یک مکان خلوت حرام است زیرا ممکن است این پدر دارای انحرافات اخلاقی باشد و به دختر خود تجاوز کند

شیخ «جاسم السعیدی» مفتی سر‌شناس وهابیون بحرین:
اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازه مورد نیاز، البته با اجازه ولی أمر، جایز است!

یکی از اعضای هیئت افتاء کویت:
زعفران مواد مخدر است و خوردنش جایز نیست و همچنین مخلوط کردن آن با غذا نزد أکثر فقهاء دارای اشکال می‌باشد

شیخ ابن جبرین:
پوشیدن شلوار برای زنان جایز نیست حتی اگر در مقابل زنان یا شوهر خود باشد، به دلیل اینکه تفاصیل بدن را نشان می‌دهد و بعد بر آن عادت می‌کند.

دکتر عزت عطیه، رئیس بخش حدیث الازهر:
اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آن‌ها باز نمی‌شود، کار می‌کنند، بخواهند بین آن‌ها محرمیت ایجاد شود، زن می‌تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آن‌ها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق، شرعی می‌شود.

 

| -
+
 
درد دل
خداوکیلی امام زمانت (علیه السلام )رو بیشتردوست داری یا همسرت یا پدر مادرت یا خواهر برادرت؟ حرف کدوم رو بیشتر گوش میدی یا انجام میدی. خدا نکرده زبان لال اگر کسیکه خیلی دوستش داری از تو مدتی جدا بشه چقدر برات سخت میگذره چقدرانتظار میکشی چقدر یواشکی براش گریه میکنی.کم اشتها میشی.همه فکرت به اونه.آیا ما که ادعا میکنیم امام زمانم رو دوست دارم این کارها رو انجام میدیم. ایا واقعا دلم برای اقا تنگه.ایا زمانی که تو گرفتاریمون هستیم به یاد اقا هستیم. ایا در شادیامون به یاد آقا هستیم. به یاد اقا یعنی همینکه تو دلت به اقا بگی به یادتم. اقا به یادتم از این گناه صرف نظرمیکنم چونکه میدونم منو داری میبینی.از خودم شرم دارم از ی بچه خجالت میکشم.اما..........خدایا محبت ما را به اهل بیت(علیهم السلام)
بیشتر بفرمااااااااااااااااااا

| -
+
 
( عيبگويى او از مردم نشان مىدهد كه آن عيبها در خود او نيز هست)
امام صادق عليه السلام می فرمایند:

قالَ رَجُلٌ لعليِّ بنِ الحسينِ عليهما السلام : إنَّ فُلانا يَنسُبُكَ إلى أ نّكَ ضالٌّ مُبتدِعٌ ! فقالَ لَهُ عليُّ بنُ الحسينِ عليهما السلام : مارَعَيتَ حقَّ مُجالَسَةِ الرجُلِ حيثُ نَقَلتَ إلَينا حَديثَهُ ، ولا أدَّيتَ حَقِّي حيثُ أبلَغتَني عن أخي ما لَستُ أعلَمُهُ ! ... إيّاكَ والغِيبَةَ فإنّها إدامُ كِلابِ النارِ ، وَاعلَمْ أنّ مَن أكثَرَ مِن ذِكرِ عُيوبِ الناسِ شَهِدَ علَيهِ الإكثارُ أ نّهُ إنّما يَطلُبُها بقَدرِ ما فيهِ .
مـردى بـه على بن حسين عليه السلام عرض كرد : فلانى به شما نسبت مى دهد كه گمراه و بدعتگذار هستى. على بن الحسين به او فرمود: حقّ همنشينى با آن مرد را پاس نداشتى؛ زيرا سخن او را به ما منتقل كردى. حقّ مرا نيز به جا نياوردى زيرا از برادرم چيزى به من رساندى كه من آن را نمى دانستم! ... از غيبت بپرهيز، كه آن خورش سگهاى دوزخ است و بدان كسى كه از مردم زياد عيبگويى كند، اين عيبگويى زياد بر اين نكته گواهى دهد كه او اين عيبها را به همان اندازهاى كه در خودش هست، مى جويد (عيبگويى او از مردم نشان مىدهد كه آن عيبها در خود او نيز هست).

"بحار الأنوار : 75 / 246 / 8 منتخب ميزان الحكمة : 436"

| -
+
 
وجه الله
در عهد خلافت ابوبكر چند نفر راهب ، به مدينه آمدند و نزد ابوبكر رفتند و درباره پيامبر و كتابش پرسش نمودند.
ابوبكر گفت : آرى ، پيامبر آمد و با خود كتابى آورد.
پرسيدند: آيا در كتاب او، وجه الله مذكور است ؟
ابوبكر گفت : آرى .
پرسيدند: تفسيرش چيست ؟
ابوبكر گفت : از اين سؤ ال در دين ما نهى شده و پيامبر ما آن را تفسير نكرده است . در اين هنگام همه راهبان خنديدند و گفتند: به خدا سوگند پيامبر شما دروغگو بوده ، كتاب شما باطل است .
پس او را رها كرده ، رفتند. چون سلمان ماجرا را دريافت ، آنان را نزد امير مؤ منان عليه السلام برد و گفت : اين شخص ، خليفه و جانشين پيامبر و پسر عمّ اوست ، پرسش خود را بر او عرضه داريد! آنان همه سؤ ال را از على عليه السلام پرسيدند. حضرت فرمود: شما را با سخن پاسخ نمى گويم ؛ بلكه با انجام عملى ، به آن پاسخ خواهم گفت . سپس امر فرمود هيزمى آوردند و آتش زدند، چون همه هيزم آتش گرفت و شعله كشيد راهبان را فرمود: اى راهبان ! وجه آتش ‍ كجاست ؟
راهبان گفتند: اين ، تمامش وجه آتش است .
پس فرمود: تمام وجود، وجه الله است . سپس اين آيات را تلاوت فرمود: فاينما تولو فثمّ وجه الله و نيز: كل شى ء هالك الا وجهه له الحكم و اليه ترجعون . آن گاه تمام راهبان به دست آن حضرت اسلام آورده ، موحد و عارف گشتند.
کتاب داستانهای عارفانه نوشته علامه حسن زاده املی

| -
+
 
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم


كسي به فكر شما نيست راست مي گويم


دعا براي تو بازيست راست مي گويم


اگرچه شهر براي شما چراغان است


براي كشتن تو نيزه هم فراوان است


من از سرودن شعر ظهور مي ترسم


دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم


من از سياهي شب هاي تار مي گويم


من از خزان شدن اين بهار مي گويم


درون سينه ما عشق يخ زده آقا


تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا


كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست


براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست..

| -
+
 
سوال : "به چه دلیل حضرت امیر المومنین امام علی بن ابیطالب صلوات الله علیه قسیم النار و الجنه هستند؟"

سوال : "به چه دلیل حضرت امیر المومنین امام علی بن ابیطالب صلوات الله علیه قسیم النار و الجنه هستند؟"
***************

**********************************
پاسخ :
حدّثنا تمیم بن عبدالله بن تمیم القرشی قال: حدثنی أبی عن أحمد بن علی الأنصاری عن أبی الصلت الهروی قال: قال المأمون یوماً للرضا علیه السلام، یا أبا الحسن! أخبرنی عن جدک أمیر المؤمنین بأی وجه هو قسیم الجنة والنار وبأی معنی فقد کثر فکری فی ذلک؟ فقال له الرضا علیه السلام: یا أمیر المؤمنین ألم ترو عن أبیک عن آبائه عن عبد الله بن عباس أنه قال: سمعت رسول الله(ص) یقول: حب علی إیمان وبغضه کفر؟ فقال: بلی، فقال الرضا علیه السلام: فقسمة الجنة والنار إذا کانت علی حبه وبغضه فهو قسیم الجنة والنار؛

اباصلت هروی نقل کرده است که روزی مأمون به امام رضا علیه السلام گفت: یا اباالحسن! ما را از پدرت امیرالمومنین آگاه ساز که به چه علت قسیم الجنة و النار خوانده شده است و این به چه معناست که این مطلب فکر مرا مشغول ساخته است. پس امام رضا علیه السلام به او فرمود: ای مأمون! آیا تو از پدرت و او از پدرانش از ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم نقل نکردید که گفت از رسول خدا شنیدم می‌فرمایند: حب علی ایمان و دشمنی با علی کفر است؟ پس مأمون پاسخ داد آری! سپس حضرت فرمودند: پس زمانی که ایمان و کفر بر اساس حبّ و بغض او باشد، بهشت و دوزخ را تقسیم می‌کند، بنابراین او قسیم الجنة و النار است.

ادامه روایت
... قال أبو الصلت الهروی: فلما رجع الرضا إلی منزله أتیته فقلت: یا بن رسول الله ما أحسن ما أجبت به أمیرالمؤمنین، فقال: یا أبا الصلت، إنما کلمته من حیث هو، لقد سمعت أبی یحدث عن آبائه عن علی رضی الله عنه، قال: قال لی رسول الله صلی الله علیه وسلم: یا علی، أنت قسیم الجنة والنار یوم القیامة، تقول للنار هذا لی وهذا لک؛

اباصلت هروی می‌گوید پس از بازگشت امام از مجلس عرض کرد: ای پسر رسول خدا، چه جواب خوبی به مأمون دادید. پس فرمود: ای اباصلت! من به قدر فهم او جواب دادم؛ پدرم از پدرانش از امیرالمؤمنین علی(ع)‌ نقل کرده که فرموده است، رسول خدا(ص) به من فرمود: ای علی! تو قسمت کننده بهشت و دوزخ در روز قیامت هستی، به آتش می‌گویی این شخص برای توست و این شخص برای من.

(عیون اخبار الرضا علیه السلام ج 1 ص 96)

یا حیدر کرار مددی مولا.
| -
+
 
روزه خواری
گفت : امسال روزه می گیری؟

گفتم : آره اگه خدا بخواد...

گفت : من امروزی فکر میکنم نمیگیرم! آخه کدوم پزشک و عقل و منطقی این همه سختی رو برای بدن تأئید میکنه؟

گفتم : همون پزشکی که وقتی همه پزشکا جوابت کردن درگاهش برات معجزه میکنه.
--

اللهم اشف کل مرضانا بالقرآن... اللهم عجل لولیک الفرج
گفت : امسال روزه می گیری؟

گفتم : آره اگه خدا بخواد...

گفت : من امروزی فکر میکنم نمیگیرم! آخه کدوم پزشک و عقل و منطقی این همه سختی رو برای بدن تأئید میکنه؟

گفتم : همون پزشکی که وقتی همه پزشکا جوابت کردن درگاهش برات معجزه میکنه.
--

اللهم اشف کل مرضانا بالقرآن... اللهم عجل لولیک الفرج

| -
+
 
منوي اصلي
خانه
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

حتما بخوانید
این وبلاگ توسط مدیریت هیئت منتظران جهت خدمتی دیگر به ائمه ی اطهار بنا نهاده شده است امید واریم با نظرات خود مارا در این امر یاری نمایید. ضمنا آدرس های وبلاگ های مذهبی خود را برای ما بگذارید تا این آدرس هارا در وبلاگ خود لینک کنیم
برای ظهور آقا امام زمان صلوات

 
ساير امکانات
>

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 قالب مذهبي

http://static.cloob.com//public/user_data/gen_thumb/n-13-06-9/fadde4887542c0cade0569ab8d53c313-425
 


تمامي حقوق محفوظ مي باشد!

www.ShiaTheme.com